نوشته: ماریا اِلنا رامیرز
ترجمه: آرش خوش صفا


Maria Elena Ramirez
ادبیات کودک، قابل اعتمادترین نوع ابراز احساسات بشری است، محفلی است که در آن می توان دست به خلق و بهبود دنیای خود زد؛ ما در آن آینده ای را تصویر می کنیم که در دسترس همگان قرار می گیرد. تمامی کودکان، بدون استثناء، می باید حق دستیابی به ادبیات مناسب گروه سنی خود را داشته باشند تا از این راه قادر به تقویت آگاهی خود از فرهنگ و محیط پیرامون خود شوند و در نتیجه به پیشبرد سطوح احساسی، زبانی و فکری دست یازند.

با این حال، طی سال های گذشته، ادبیات کودک مورد کم لطفی قرار گرفته و همچنان در هاله ای از ابهام باقی مانده است. این نوع ادبیات می تواند به صورت خلاقیتی هنری با حضور مخاطبی روشن بین – کودکان – تعریف شود. از دیدگاه نظری، این نوع ادبیات می باید فراتر از کتاب های درسی و مقاله های آموزشی به پرواز درآید؛ چرا که ادبیات کودک گونه ای از ادبیات است که با هدف خلق آثاری بسیار ویژه پا به عرصه وجود گذاشته است. با این حال، جداسازی آن از گونه های ادبیات کهن – که خود شاخه های گوناگون آثار پیش از خود تلقی می شود – امری بدیهی است. ادبیات کودک با هدف ارتباط با مخاطب خود از زبانی ساده تر بهره میی گیرد و استفاده ابزاری آن تنها برای پُر کردن برنامه های درسی مدارس چندان خوشایند به نظر نمی رسد. هدف از این نوع ادبیات، تولید نوشته هایی است که با افق های دید کودکان همخوانی دارند، اما در عین حال با آغوشی گرم مفاهیم فرهنگی ای را چون نمایش، شعر، سینما و رقص در قالب استاندارد خلق هنری و توجه به مخاطب خود یعنی کودکان به آغوش می کشد.

دلیل تأکید روز­افزون اخیر بر ادبیات کودک نیز گسترش علوم انسانی در دهه های گذشته است که در پی تصدیق چیستیِ کودکان به عنوان انسان هایی مستقل با حق و حقوقی شناخته شده و نه آدم کوچولو هایی ناکامل با رشد چشمگیری رو به رو بوده است. جای بسی ناامیدی است که به دلیل عدم شناخت طبیعت مستقل کودکان در دهه های گذشته، این نوع ادبیات همواره مورد تعرضات گوناگون قرار گرفته است.

گفتنی است قلم زدن برای کودکان طبیعتا چیزی به جز خلق اظهارات بدیع انسانی نیست که در حین فرایند انتقال واقعیت به روی کاغذ، فضای هر گونه خلاقیت نوآورانه ای را برای نویسنده گشوده است. توانایی خلق خیال لازمه حیات بشری است. چرا که بدین وسیله می توان از دنیایی که به مذاق ما خوش نمی آید خارج شویم و آن را همان­گونه که با نیازهای رؤیاپردازانه مان همسان است تغییر دهیم. با این حال، امیدوارانه، در سال های گذشته، شمار کتاب های جدی ادبیات کودک در جهان رو به افزایش گذاشته است و امروز در جای جایِ جهان، از نویسندگان و مؤسسات کوشا در حوزه ادبیات کودک قدردانی های حائز اهمیتی به عمل می آید.

ادبیات کودک در قرن بیست و یکم همانند سایر مفاهیم علوم انسانی تحت تأثیر پیشرفت فناوری و نیز روندهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی اخیر قرار گرفته است که بدون شک آینده ای متفاوت را پیش روی خود برانداز می کند. این نوع ادبیات، با کوله بار پخش و پلای خود از گذشته، در قرن حاضر به وضعیتی مناسب تر دست پیدا کرده و می توان امید داشت در جوامعی که خصوصا از نظر اقتصادی از وضعیتی سامان یافته تر بهره می­برند، چنین ادبیاتی رشد روز افزون خود را ادامه دهد.

دسترسی به ادبیاتی که عنصر خیال ما را نوازش می دهد حق همه ماست. به همین دلیل، می باید خود را در برابر مشارکت چنین سهمی با کودکان اطراف مان نیز مسئول بدانیم. در عین حال، آثار ادبی کودک می باید در برنامه های آموزشی کودکان نیز نقشی بسزا ایفا کنند که بی تردید ستون های آینده معماری هر جامعه ای را تشکیل می دهند.

برگرفته از پیوند زیر:

https://www.humanium.org/en/childrens-literature-as-a-means-of-social-change/