نوشته: علیرضا مهدوی هزاوه

 

نوشتن درباره ادبیات کودک

 واقعاً نمی شود مشخص کرد که از کجا باید آغاز کرد. تعریف ادبیات کودک این که چه محدوده ای دارد و چه هدفی را تعقیب می کند به اندازه تعریف چیستی هنر دشوار است. تنها نشانه رد پایی است که در تمامی فرهنگ در قالب قصه ها و افسانه ها جریان دارد.

اما انتظاری که از ادبیات کودک دارند: برخی گفته اند پرورش خلاقیت، برخی دیگر به ابعاد آموزشی، پرورش ذهنی، زیبایی شناسی و … پرداخته اند. در نتیجه، رد و یا تأیید این که ادبیات کودک چه هدفی را در بر می گیرد به اندازه تعریف آن دشوار است. با این حال، در یک نتیجه گیری ابتدایی شاید این دامنه را روایت های فراتر از زمان و مکان، هم زیستی با موجودات خیالی و شناسایی جهان هایی دیگر دانست که از «من» کودک «ما» می سازد و با او را با دیگری آشنا می کند.

برای کودکان چگونه می نویسیم؟

فهم ساختار ذهنی کودکان برای نویسنده ای که کودکی اش را از سر گذرانده و فراموش کرده ضروری است. عدم این نوع شناخت برای نویسنده بزرگ سال مانند بلد نبودن شنا در دل آبگیری عمیق است.

کودکان، مستقیم و بدون ابهام سخن می گویند؛ گاهی در خیال و گاهی در واقعیت سیر می کنند. زبان آن ها نه رسمی و نه محاوره ای است و در آخر این که صبوری پی گیری جملات بلند و داستان های خطی بدون ستیز و کشمکش را ندارند.

نوشتن برای آن ها ساختن رویدادی است که سریع به ویرانی می رود یا در میانه راه به آشوب و جنجال کشیده می شود و دوباره از نو ماجرایی جوانه می زند؛ در غیر این صورت، خواننده ای وجود نخواهد داشت.

ادبیات کودکان خاص یا ادبیات اقلیت

کدام کودکان؟ کم توان ذهنی، ناشنوا، نابینا، … .گروهی که به تدریج درون گِتوهای ذهنی و دیدارهای مدارس ویژه و آسایش گاه ها و خانه ها محصورشان کرده ایم؟ کودکانی که دامنه توجه پایینی دارند، افعال را به ندرت صحیح به کار می گیرند، ذهن آن ها رویدادها و کلمات را به شعر و حرکت تبدیل می کند و در پس هر رفتارِ به ظاهر نیندیشیده آن ها، یک راز یا بازی مجهول پنهان است و نویسنده می خواهد با چنین ویژگی هایی دست­ و پنجه نرم کند و داستانی بیافریند، اما چه گونه؟

آسان ترین راه دیدن و مشاهده، حفظ فاصله است؛ معرفی کودکان در آثار با نشانه های ظاهری چون سر بزرگ، زبان بزرگ، سمعک، عینک و … و دشوارتر یکی شدن با دنیای آن هاست تا با کسب تجربه لازم از درون ماجراها کشف شود.

اگر راه آسان تر را انتخاب کنید، در یک برچسب کلیشه ای یا از آن ها موجوداتی فرازمینی خواهید ساخت یا آن ها را ناخواسته تحقیر می کنید و درگیر دوگانگی سالم/ناسالم و هنجار/ناهنجار خواهید شد و ادبیات اقلیت را گسترش خواهید داد. ولی اگر راه دشوارتر را برگزینید، در یک بی کرانگی، حصارها و مرزها را در هم می شکنید و تمامی کودکان را در یک دنیای بدون مرز معرفی می کنید.