ناهید عرجونی در گفت و گو اختصاصی با دوماهنامه ملپومن این گونه ادبیات را تعریف می کند:

به طور قطع نمی ­توان در یک مجال کوتاه و در پاسخ به این پرسش تعریف جامعی از ادبیات ارائه داد. در میان تعاریفی که از ادبیات آمده است من تعریف سیمون دوبووار را بیش تر می­ پسندم. از نظر دوبووار ادبیات فعالیتی است از سوی انسان برای آشکار کردن جهان. این آشکار کردن از نظر او به منزله­  عمل است. پس ادبیات کنشی روشن گرانه است. البته در رابطه با توانایی ادبیات و گستره­ قلمرو آن می ­توان گفت این توانایی بسیار گسترده است تا جایی که هم می­ تواند آشکار کننده باشد و هم پوشاننده. ادبیات به همان اندازه که می­ تواند چشم ­ها را بر جهان بگشاید، توان این را هم دارد که جهان را در مفاهیمی از پیش ساخته بپوشاند. به طور کلی ادبیات را می شود به عنوان بازتاب­ های کلامی در مقابل عوامل مختلف درونی و بیرونی دانست و آن چه در این تعریف قابل توجه و تأمل است رفتار کنش گرانه­ ادبیات است.

 

 

گفت و گوی کامل را در دوماهنامه ۷ بخوانید.