فرهاد ح گوران، رمان نویس و نویسنده داستان کوتاه، در گفت و گوی اختصاصی با ملپومن این چنین از ادبیات گفت:

این از آن پرسش‌های بنیادین است.مانند این است که بپرسیم زندگی چیست؟ ادبیات با همه شکل‌های گوناگونش، مولد و مقوم گمان درهستی بودن است.* اگر نباشد، هستی نیست. می‌دانیم که انسان حتی پیش از کشف زبان به میانجی نشانه‌ها می‌اندیشیده و به تولید معنا دست زده. بنا به اساطیر یارسان؛ در آغاز دُر بود و تاریکی بود.

پیربنیامین – از هفتنان – با اندیشدن به دُر و دریافتن معنای تاریکی، جهان را می‌نامد. تا می‌رسیم به تکوین انسان و تخاطب هفت فریشتگان با او، و تجسد و تحرکش. چنانکه والتر بنیامین یادآوری کرده، در روایت سامی با هبوط روح زبان سر و کارداریم. زبان ناب از دست می رود و به ابزار دلالت بدل می‌شود.

در روایت یارسانی، زبان در عین حال که محمل امر پیروزمند و مقدس است میانجی آگاهی به رمز و راز حقیقت است.

از این رو آنچه من به تاثیر از متون یارسان و در درون زیست جهان یارسانی نوشته‌ام ادبیات به معنای مواجهه آفرینشگرانه با جهان است. جهان به صورت دیگری در رمان‌های من ظاهر می‌شود؛ دوگانه‌های خیر و شر، زبان ناب و زبان ابزاری کنار می رود و هستی با همه پیچیدگی و رمز و رازش به میان می‌آید.

در رمان ” کوچ شامار” راوی، دفتر که‎لام و هزار سال سُر مگو را چون دانه‎‌های انار بلعیده. او حامل سُر مگو است. زنی که از گربه حامله شده نیز از همان آغاز حامل یک راز است. این هر دو محکوم و متهم‌اند.

از نظر من ادبیات، نقطه گریز از این محکومیت و اتهام است. فراخوان انسان به رستگاری است.

گفت و گوی کامل را در دوماهنامه شماره 17 بخوانید.