ادبیات از نگاه پروین سلاجقه، شاعر، داستان‌نویس و منتقد ادبی:

هرقدر با ادبيات بيش‌­تر مي­‌آميزم، بيش‌­تر درمي‌­يابم كه هر تعريفي از ادبيات، هرقدر هم كه جامع به نظر برسد، تقليل­‌دهنده است زيرا ادبيات در ذات خود، سرشتي تكثيرشونده دارد نه تقليل‌­پذير. تعاريف از نظر من شامل ابژه‌­هایی می‌شود كه ثابت و تجربي‌اند و اثبات­‌پذير، نه سوژه­‌هایی دگرگون­شونده و تحول­‌یابنده و سيال و ازخودزاينده در آفرینش­‌هايی متكثر. از اين رو، هرگز هيچ­‌كدام از تعاريفي را كه‌ تاكنون براي ادبيات شده، كامل نیافته­‌ام و خود نیز هرگز درصدد دست­‌زدن به این امر تقلیل­‌دهنده نخواهم بود. براي من ادبيات، يك هستي است، يك هويت و يك جهان؛ جهاني كه محصولاتش قابل كاشت­‌وبرداشت است در سرزمين حاصل‌خيز خودش. ادبيات براي من گريز از نيستي و كاهش يافتن است به­‌سوي يك هستيِ پيش‌­رونده و گسترش‌­يابنده و پناه‌­گاهي امن در دل جهاني پرجوش­‌وخروش.

ادبيات براي من حضور محض است، مطلق و لايتناهي. غيابي در آن نيست؛ پس، قابل اعتماد است. ادبیات برای من سلسله‌­اي از د‌‌ا‌ل‌­هاي به‌هم‌پيوسته است که در دل زندگی منتشرند، فارغ از نگاه محدودکننده‌­ی ما و توان این را دارد كه هر مدلولي را بي‌­درنگ به دالي پيش‌­رونده بدل كند؛ پس پايان­‌ناپذير است، بي­‌كرانه و پيش‌­بيني­‌ناپذير در انوع تجلي خود. به همین دلیل، شاید بتوان مقوله‌­ی تعريف را دربردارنده‌­ی توصيف انواع تجلي آن دانست در انواع آفرینش  يا رد پاهايي كه از خودش به جا مي­‌گذارد نه در ذات آن. ادبيات از جنس هنر است، هنر ناب، در يك مفهوم قابل حس اما غير قابل تعريف.

گفت و گوی کامل را در دوماهنامه شماره 20 بخوانید.