«بی‌آبان»

بی‌راز

تا نهایتم پیداست

بی‌آبان…

دیگر به پایم نپیچ قورباغه

که رودها به گردنم خشکیده‌اند و شراب به مرداب گلویم

دشت سرد بی‌آبان

خشک بی‌آبان شعرت…

 

از تمام دارهایم، بوته بوته خار مانده

ده درخت به خواب تو افتاد

ده به خواب این

ده به خواب آن

دشت خشک بی‌آبان

بوته بوته خار مانده

 

قورباغه!

به جنگل خیس موهایش بجه

دوزیست!

پوست نازُکت را از بی‌آبانم،

انگشتان جامانده‌ات را از گلوگاهم

بردار

به باد نشین

و برو

به تخت سلطنتش:

ملکه‌ی رازناک

به جنگل موهایش،

نازک‌نگاهِ هزار رود به گردنش،

تنگه‌هایش امان صد دلِ تنگ،

لبت را نبوسد هم

شاه شده‌ای قورباغه.

 

(پروینک، پاییز ۹۴)

………………………………….

«مادر»

مادر صدایت می‌زنم

و واپسین پُف‌های نفس‌گیراز لای چین‌های صورتم دم می‌زنند

پیر و پُر پینه،

مادر صدایت می‌زنم

پری! آسمان! رخشان!

آه که بر خرمن آب‌های نور و ژاله‌ات غوک رویید…

نابکاری‌ام را نگر

نگرانم نشو

بی‌پاهایم هر روز به راهی می‌خزم

و به چرک‌ترین دستمال‌ها نان نهان می‌کنم

چرک‌ترین دستمال روزهایم

نیلوفرکم!

که غوک بر گُرده‌ی سبزت نشسته‌ام

گندابم را چه به دل می‌بویی مادر!

اکنون دل به گره بیخ گلویم-لقمه نان همیشه مانده در نای‌ام- بسته‌ام؛ غمبادم.

باشد که باد شود و ببردم تا آن سر خواب

تا ته تَلّ خاک

و مادر صدایت بزنم از زیر آوار هزار هزار دستمال چرکین

و مویه‌هایت به گِلم، گُل برویاند از گَلویم

و گره بزنی سبزه‌های بخت خوابم را

تا بگشایدش بادی که برد بی‌بی‌ام را

و مرا-غوک تو را-

نیلوفرم!

مادر!

 

(پروینک، زمستان ۹۴)

……………………………………………………..

«بی رو سرآب»

پارک‌ها پس کشیدند و خیابان تف‌ات کرد

به پای عابران

نمازشان را نجاست کشیدی

و گُل به گُلت آب

بخار شو

گنگ و گم با کتابخانه‌ای که فروختی

سواد شهر را به رویت آب بزن

غوک، غوک، غوک…

هرگز هم‌آوای غوکها باد نکنی

اما قورباغه‌ها که خواندند

در باد گلویشان بمیر

خانم بی‌روسرآب

(پروینک، تابستان ۹۷)


نقد نمونه اشعار پروین مرادی

نیلوفر خسروی

معیار سنجش شعر یا در نگاهی کلی ادبیات می‌­تواند گوناگونیِ دیدگاه­‌هایی باشد که می­‌توان به آن قطعه­‌ی ادبی داشت. این­‌که نه‌تنها بتوان ریخت و ساختار کار را نقد کرد بلکه باید دید چه روی‌کردهای ادبی دیگری را می­‌توان به آن قطعه­‌ نسبت داد یا با توجه به آن روی‌کرد کار را بازخوانی کرد. شاید مشکل اصلی شعر امروز ایران کم‌­بود چندگانگی باشد و این­‌که این اشعار جای خالی معناداری را برای خواننده باقی نمی­‌گذارند که او بتواند از دید خود یا با به­‌کارگیریِ روی‌کرد ویژه­‌ای شعر را بخواند. این ایراد یا کم‌­بود مهم چیزی است که در آثار پروینک هم خودنمایی می‎­کند که البته در شعر نخست شاعر تلاش کرده مجال بیش‌­تری به خواننده بدهد و تا حدی هم موفق بوده است اما در شعر “مادر” کلیشه‌­ها چنان شعر را در بند خود گرفتار کرده‌­اند که دیگر زبان درهم‌­ریخته یا تصاویر عجیبی که شاعر قصد داشته با به‌کارگیری آن­‌ها ضرباهنگ نویی به شعر بدهد ناخوانا و گم‌­راه­‌کننده به نظر می­‌رسند.

تلاش شاعر برای درهم ریختن زبانی در هر سه شعر به چشم می­‌خورد اگرچه در بسیاری از موارد این درهم‌­ریختگی دستوری چندان سودمند نبوده و حالت شعرگونه­‌ی کار را از بین برده است. برای نمونه، در شعر “بی‌آبان” شاعر می‌­نویسد: «که رودها به گردنم خشکیده‌اند و شراب به مرداب گلویم» و گویا شاعر متوجه نیست که فعل جمع «خشکیده­اند» را نمی‌­توان برای شراب که مفرد است به‌­قرینه حذف کرد. یا در شعر “بی­‌روسرآب”: «نمازشان را نجاست کشیدی» به نظر می‌­رسد این سطر هم بیش‌­تر ایراد دستوری دارد تا درهم­‌ریختگی دستوری! چنین اشکالاتی حتی در تصاویری که شاعر ساخته هم به چشم می­‌خورد. برای نمونه، در شعر “بی‌آبان” : «از تمام دارهایم، بوته بوته خار مانده» چه­‌طور و چرا باید از «دارها» بوته­‌های خار باقی بماند؟ حتی اگر شاعر قصد تصویر کردن فضایی فراواقعی را هم داشته، تبدیل دار به بوته­‌ی خار با تصویر کلی شعر و تصویر آن بند از شعر هم­‌خوانی ندارد.

به نظر می­‌آید پروینک برای هم­‌راه کردن خواننده و درگیر کردن حس شنوایی او آوای واژگان را به­ کار می­‌گیرد و تلاش می­‌کند شعری موسیقیایی بسراید که این ترفند گاهی بسیار خوب در شعر می‌­نشیند. برای نمونه در شعر “مادر”: «و مویه‌هایت به گِلم، گُل برویاند از گَلویم»، جدای از معنایی که شاعر به آن پرداخته و مادری کلیشه‌­ای و دل­‌سوز را نشان داده که برای فرزند خود هر کاری می‌­کند حتی فدا کردن خود، بازی با آوای حرف «گ» در این سطر حالت بغض و اندوه را به خوبی منتقل می‌­کند.

نکته‌­ی آخر درباره‌­ی شعرهای پروینک گم بودن زنانگیِ شاعر است که تنها در سطر آخر با واژه‌­ی «خانم» شاعر تلاش کرده جا‌‌ی­‌گاهی به زن در شعرهایش بدهد اما چنین جای­گاهی نه صرفاً با نام بردن از زن بلکه با حضور زنانگی در انتخاب واژه­‌ها و مفاهیم در شعر جاری خواهد شد که به نظر می‌­رسد درهم‌­ریختگی دستوری و تلاش برای بخشیدن موسیقی به شعر هنوز به‌­صورت کامل از عهده‌­ی این کار برنیامده‌­اند و به روی­‌کردهایی نوین‌­تر و مفاهیمی دور از کلیشه­‌ها نیاز است.