نوشته: روجا چمنکار

 در این یک دهۀ اخیر شاعران بسیاری با شعرهایی درخشان ظاهر شده‌اند اما بررسی شعر این روزها را چند مسأله دشوارتر می‌کند. پیش از هر چیز فراگیر شدن رسانه‌های دیجیتال و فضاهای مجازی در آسان‌تر شدنِ انتشار و دیده شدن شعرها سهم بسزایی داشته و دارد. کافی‌ست نگاهی به تعداد شعرهای منتشرشده و اسامی شاعران در فضاهای مجازی بیندازیم. اما همین مسأله هرچند فضا را برای کسانی که با مشکلات چاپ و پخش آثارشان مواجه‌اند باز کرده و باعث شده مرزهای جغرافیایی برداشته شود و شاعران با مخاطبان خود در ارتباط دوسویه باشند اما نباید از آسیب‌هایش غافل شد. چراکه از سوی دیگر شعر جدی و خوب در این آشفته‌بازار گم می‌شود. مخاطب با حجم بالایی از شعرهای کوتاهِ شبیه به هم و بدون هیچ‌گونه هویت فردی و امضاء شخصی روبرو می‌شود و سلیقۀ شعری با وفور شعرهای با مضامین سطحی و شبیه به هم افول می‌کند. سطح مطالعه پایین می‌آید و این حضورِ صرفاً در فضای مجازی فعال بودن، به حس کاذبِ در مرکز بودن، حس کاذبِ شاعر بودن، حس کاذبِ مخاطبِ ادبیات و شعر بودن دامن می‌زند و فضایی موازی با جریان حرفه‌ای و جدیِ ادبیات ایجاد می‌کند که البته لزوماً در مقابل آن نیست و شاید در جاهایی هم‌پوشانی هم داشته باشد اما، به هر حال، گاه در غیاب مخاطب واقعی و نقد ادبی واقعی فرو می‌رود.از سوی دیگر، حالِ انتشار و پخش و شور و حالِ کتاب‌های شعر زیاد خوب نیست. شاعرانِ بااستعداد و توانا و جدی برای انتشارِ اولین کتاب‌شان با مشکل مواجه‌اند و بسیاری ناشران تخصصی ادبیات به دلیل مسائل اقتصادی، ترجیح می‌دهند فضای خالیِ کتاب‌های شعر را با کتاب‌های دیگری در حوزه‌هایی دیگر پر کنند. تیراژِ کتاب‌های شعر به صد یا دویست نسخه و گاهی با هزینه‌های شخصی خودِ مؤلف رسیده است. هرچند تلاش برای برگزاری جلسات نقد و بررسی و معرفی کتاب‌های شعر و زنده نگه‌داشتنِ این فضا توسط عدۀ معدودی از شاعران و ناشران را نباید نادیده گرفت.

با این همه، من معتقدم شعر واقعی به دور از حاشیه و گردوخاک، مسیر خود را در هر دوره و شرایطی پیدا می‌کند و در تاریخ  خود را به ثبت می‌رساند. حال‌وروز نسلِ جوان و تازه‌نفسِ شعر خوب است حتی اگر جایی برای دیده شدنِ مقطعی در دنیای واقعی نداشته باشد و در آشفتگی دنیای مجازی گم شود. شعر امروز با عبور از تجربه‌های شاعران دهه‌های هفتاد و هشتاد و نام‌گذاری‌های انواع جریان‌های شعری در زبان و محتوا، به درک ملموسی از زندگی رسیده است. به هر حال، ساختارهای فرهنگی، سیاسی، اجتماعی هم در این دوره مانند هر دورۀ دیگری بر شعر شاعران تأثیرگذار بوده است و نمود این ساختارها را می‌توان در شعر این دوره دید. هم‌چنین، حضور پررنگ زنان در حوزۀ شعر در این سال‌ها جسارتی آگاهانه و هم‌چنین تجربه‌های زبانی و محتواییِ نو و ارزش‌مندی را وارد ادبیات کرده است که بحثِ طولانی‌تری را می‌طلبد.

این‌روزها تک‌شعرهای درخشان از شاعران جوان زیاد می‌خوانم؛ شعرهایی که امضایی متفاوت و از آنِ خود دارند و هم‌چنین یکی دو مجموعۀ خوب. اما ارزشِ کاریِ یک شاعر در تداوم کارش است؛ در تداوم است که می‌توان دربارۀ شاعری صحبت کرد و من به تداوم شعرِ سالمِ شاعران جوانی که این روزها می‌خوانم امیدوارم. درنهایت، امیدوارم روزنامه‌ها، مجلات و دیگر رسانه‌های کاغذی و هم‌چنین ناشران ادبی در کنار رسانه‌های مجازی برای شعر واقعی ارزشی واقعی قائل شوند و شاعران جدیِ جوان را حمایت کنند تا بتوانیم یک فضای سالم و فعال ادبی داشته باشیم. در این فضاست که می‌توان شعر را نقد کرد، قضاوت کرد، قیاس کرد و دربارۀ شعر حرف زد.