پنجشنبه زانو ندارد

مهدی قربان نیا

 

فردای آن روزی که آقای نام ور به ملاقات شخصی ناشناس در کافه ((تلخ)) واقع در یکی از خیابان های یکی در میان غریب کرج رفته بود، زانو هایش به ناگهان درد عجیبی را به مهمانی پذیرفته بودند. پنجشنبه، بیست و یکم شهریوری ته کشیده، صبح آقای نام ور را تف کرده بود روی تخت خوابش و او را در ناباوری بین خواب و بیداری، خیس و لزج با رشته هایی از طناب شل و ول از جنس خلط و آب دهن به اتاق خواب بسته بود. چشمانش داشتند هنوز دیدن آن وقایع غریب روز گذشته را به صورت قی تعجب کرده ای از خود بیرون می کردند. (بیشتر…)

جستاری بر رمان ماه بنفش یا می شود موهایم راببافی؟

نوشته: آرش خوش صفا

“ماه بنفش یا می شود موهایم راببافی؟” یکی از نمونه های ادبیات داستانی فارسی چاپ الکترونیک خارج از ایران است که در گیرودار تبلیغات ضدونقیض بر ضد نشر این گونه آثار و این ریخت از ترویج ادبیات – الزاماً ناکاغذی و تنها قابل ارائه در نمایشگاه های کتاب خارج از ایران – محزون مانده حال آن که نیازمند غربال تحلیل ادبی موشکافانه ای از جنبه های گوناگون است. 

شاید تعداد رمان های ایرانی سال های اخیر که نویسنده در آن ها دست به انتخاب راوی جنس مخالف خود زده به تعداد انگشتان یک دست نیز نرسد که بی شک یکی از جنبه های آشکار “ماه بنفش …” حجت درساره همین تضاد حائز اهمیت در گستره ادبیات داستانی ایران است. درساره از نخستین سطرهای رمان کوتاهش، به کمک نشانه ها و توصیفات شخصی راوی اول شخص اش و سپس پرده برداری از نام وی و اطرافیان و نسبت هایشان با او، زن بودنش را تثبیت می کند. با این که سنجش زنانه نویسی درساره از زبان ری را، راوی “ماه بنفش …”، می باید مورد بررسی دقیق منتقدان فمینیسم ادبی به ویژه موج سوم قرار گیرد و بی شک وارد کردن چند “خیسی لای پا” و “ناخن بلند” و “پستان” و “موی بلند” در متن، زنانه نویسی به ارمغان نمی آورد، ولی کالبد زنانه ری را نه به توصیفات و عبارات خاص بلکه به ساختار کلی روایت رمان وابسته است و این روایت و فضاسازی رمان از جانب راوی است که به کمک درون مایه پر تشویش اثر، تا اندازه قابل توجهی موفق به نمایش منطقی یک راوی زن در این اثر شده است. (بیشتر…)