حال‌وروز امروزِ شعر در ایران

نوشته: روجا چمنکار

 در این یک دهۀ اخیر شاعران بسیاری با شعرهایی درخشان ظاهر شده‌اند اما بررسی شعر این روزها را چند مسأله دشوارتر می‌کند. پیش از هر چیز فراگیر شدن رسانه‌های دیجیتال و فضاهای مجازی در آسان‌تر شدنِ انتشار و دیده شدن شعرها سهم بسزایی داشته و دارد. کافی‌ست نگاهی به تعداد شعرهای منتشرشده و اسامی شاعران در فضاهای مجازی بیندازیم. اما همین مسأله هرچند فضا را برای کسانی که با مشکلات چاپ و پخش آثارشان مواجه‌اند باز کرده و باعث شده مرزهای جغرافیایی برداشته شود و شاعران با مخاطبان خود در ارتباط دوسویه باشند اما نباید از آسیب‌هایش غافل شد. چراکه از سوی دیگر شعر جدی و خوب در این آشفته‌بازار گم می‌شود. مخاطب با حجم بالایی از شعرهای کوتاهِ شبیه به هم و بدون هیچ‌گونه هویت فردی و امضاء شخصی روبرو می‌شود و سلیقۀ شعری با وفور شعرهای با مضامین سطحی و شبیه به هم افول می‌کند. سطح مطالعه پایین می‌آید و این حضورِ صرفاً در فضای مجازی فعال بودن، به حس کاذبِ در مرکز بودن، حس کاذبِ شاعر بودن، حس کاذبِ مخاطبِ ادبیات و شعر بودن دامن می‌زند و فضایی موازی با جریان حرفه‌ای و جدیِ ادبیات ایجاد می‌کند که البته لزوماً در مقابل آن نیست و شاید در جاهایی هم‌پوشانی هم داشته باشد اما، به هر حال، گاه در غیاب مخاطب واقعی و نقد ادبی واقعی فرو می‌رود. (بیشتر…)

بررسی داستان قهوه از ریچارد براتیگان

نوشته: عارفه خان‌محمدی هزاوه

داستان قهوه از آن دسته داستان‌هاست که حال خواننده را خوب می‌کند. داستان، وحدت تأثیر بسیار خوبی دارد به طوری که وقتی به پایان می‌رسد، خواننده قصدونیت داستان را به‌خوبی درک می‌کند و با طرح پرسش‌هایی در ذهن خود بیش‌تر و بیش‌تر به فکر فرو می‌رود. داستان قهوه نمایشی زیبا از تنهاییِ انسان مدرن است که در تمام طول مسیر این حس تنهایی ذره‌به‌ذره به خواننده منتقل می‌شود و هم‌ذات‌پنداریِ لازم را در وجودش ایجاد می‌کند چراکه انسان امروزی به‌خوبی تنهایی را حس می‌کند و بارهاوبارها برای رهایی از آن تلاش کرده است. (بیشتر…)

ادبیات، آموزگار زبان و جهان

نوشته: بهاره محمدی ­نسب

جوزف کنراد[۱] معتقد است ادبیات مقام بسیار والایی دارد زیرا پایا و پنهان است، دیدنی نیست اما احساس می­ شود و قلب را لمس می­ کند و جذب ادراک می ­شود. او می­ پندارد که انسان در جامعه به کارهای روزمره مشغول است و هنگامی که برای لحظه­ ای به اطرافش می ­نگرد، در فاصله یک نفس، لحظه ­ای مکث می­ کنند و نگاهی می ­اندازد! آهی و لبخندی! نگاهی به اطراف، به شکل­ ها، رنگ ­ها، طلوع خورشید، سایه­ ها. این مکث هدف ادبیات است، دشوار و ناپایدار، فقط برای عده­ ای اتفاق می­ افتد و باعث می ­شود انسان در اکنون زندگی کند. (بیشتر…)

شعر امروز

نوشته: امید بهاری

شعر امروز بیش از هر روز دیگری به ضعف زبان گرفتار آمده است. این که زبان شعر امروز ما، عموماً، زبان ‌ترجمه یا شبه ترجمه است و بین محتوا و زبان، دیوار گنگی از نامفهومی کشیده شده و به بالا رفته کاملاً آشکار است. شعر امروز ممکن است بر وزن سنتی یا شعر نیمایی یا پسانیمایی ظاهر شود و نیز گاهی ویژگی مدرن یا پسامدرن به خود بگیرد. با این همه، حالت بیانی شعر، فرم و محتوایش به دلخواه شاعر انتخاب می شود. اما تنها چیزی که هم ذهن خواننده و هم شاعر در آن  به یک اندازه درگیر هستند و آزادی خود را محدود می یابند، ذات زبان به طور کلی است که شعر امروز با هر نامی، خواه مدرن و خواه پسامدرن، از فقر آن رنج می برد. (بیشتر…)

چرا کلاه قرمزی محبوب است؟

نوشته: الهام حسینی


حرف از کلاه قرمزی به عنوان عروسکی محبوب و جذاب کمی خام به نظر می­ رسد. کلاه قرمزی و دیگر عروسک های برنامه، خصوصاً پسر خاله که از ابتدا در کنار کلاه قرمزی دیده شده، مرزهای عروسکی (عروسک بودن) را در نوردیده اند و تبدیل به شخصیت هایی پویا شده اند. این پویایی از قیاس برنامه های اول آن ها “در صندوق پست” با برنامه های سه سال اخیر به دست می آید. آن ها بچه هایی بودند که حرف زدن نمی دانستند؛ یاد روزهایی بیفتید که کلاه قرمزی آن قدر تند حرف می زد که معلوم نبود چه می گوید، سپس حرف زدن و از گذر حرف زدن تعامل آموخت. عروسک کلاه قرمزی عمری بالای ۲۰ سال دارد، ظاهرش تغییر نکرده اما رفتارش در حد یک آدم ۲۰ ساله هست! جالب این که بیست ساله ها هم او را دوست دارند. نهایتاً، محبوبیت کلاه قرمزی تنها در نظر گرفتن تغییرات زمانه، فاکتوری صددرصد تجاری، نیست؛ آن ها، کلاه قرمزی و دوستان، به اصولی استوارند که شاید خود از آن بی خبرند، اما این بی خبری، آن ها را در اجرا عقب نگه نداشته است. (بیشتر…)

استعمار و ادبیات: باربادوس و بلیز

نوشته: نسترن خسروی

استعمار بریتانیا زبان و ادبیات این کشور را به تمام نقاط دنیا معرفی یا تحمیل کرد. زبان انگلیسی، امروز، زبان اول کشورهایی در تمام قاره های جهان است و به همین دلیل ادبیات این کشور نیز برای قرن ها معرف حضور جهان بوده است. مستعرات مختلف، این ادبیات غنی را غنی تر کردند. آن ها واژه های بومی، مناظر طبیعی، دردها، هویت، افسانه ها و حکایت های خود را به ادبیات انگلیسی بخشیدند و پس از استقلال هم بسیاری از مصائب و مشکلات دوران استعمار را در ادبیات داستانی و شعر خود به تصویر می کشند. (بیشتر…)

زنان داستان نویس در قرن ۱۹ میلادی

نوشته: نیلوفر خسروی

داستان کوتاه از نوع افسانه و داستان ­های محلی، تاریخی کهن دارد اما در قرن ۱۹ میلادی داستان از تعریف کهن خود دور و تبدیل به داستان کوتاه امروزی شد که باری زیبایی­ شناسی و فرهنگی به دوش می کشد. زنان داستان نویس این قرن نقش مهمی در گسترش این گونه ادبی داشتند. (بیشتر…)