نقد ادبی در زمانه عسرت

(یادداشتی بر بحران نقد ادبی معاصر ایران)

 

نوشته: مرداد عباس‌پور

چند وقت پیش که تاریخ نقد جدید رنه ولک را می‌خواندم، فکر کردم ما در تاریخ ادبیات معاصر، به‌ویژه در این چند دهه‌ی گذشته، نه‌تنها منتقد ادبی خوب بلکه حتی منتقد ادبی بد هم نداشته‌ایم. کسی که کارش صرفاً نقد کردن باشد و نه حتی خوب نقد کردن. مانند آن‌چه در ادبیات اروپای قرن ۱۹ و ۲۰ داشته‌ایم. مثلاً هیپولیت تن و سنت بوو در اروپا و بلینسکی در روسیه. کسی که ـ به زبان ساده ـ فقط نقد بنویسد و کار دیگری انجام ندهد. کسی که از روی تفنن نقد ننویسد. کسی که امروز نقد ننویسد و فردا سر از کار دیگری در بیاورد؛ مثلاً بنگاه معاملات اقتصادی و بازار بورس و املاک و این چیزها. بعد، فکر کردم در این وضعیت غیابِ نقد، همین مقدار ادبیات و همین مقدار داستان نیم‌بند و نارس هم جای شکرگذاری دارد. حتی شاید بشود گفت جای تقدیر و ستایش. (بیشتر…)

ادبیات کالای بی­‌خریدار بازار زمانه‌­ی ما: آسیب‌شناسی ریزش مخاطب ادبیات در ایران

نوشته: مجتبی تجلی

زمان طولانی لازم نبود تا سخن ساده اما آکنده از حکمت فردوسی از منصب رایج و پر­کاربردترین گفتمان پبرامون آگاهی به گوشه­‌ی تردید رانده شود و جای حکمت­‌آموزیِ آن نه‌تنها با تردید بلکه با تمسخر عوض شود. چه مختصر اما گویا گفته است و آویزه‌­ی گوش‌های هشیار و بیدار بود: «توانا بُود هر که دانا بُود»! نسل کنونی ما حالا توانایی حقیقی و آرمانی را در دانایی نمی‌داند و این یک فاجعه‌ی فرهنگی در راه آگاهی و شناخت است که البته زاییده‌ی تمدن، انقلاب صنعتی و توسعه­‌ی مهار نشده­‌ی دانش تجربی و فن‌آوری است. هنگامی که عصر روشن‌گری آغاز شد، طلیعه­‌ی زندگی و جهانی به‌تر به بشریت رخ خویش را باژگونه نشان داد. انسان می­‌پنداشت که دوران تاریکیِ سده‌ی میانی به پایان رسیده و حالا زمان سروری او و اندیشه‌ی اوست. خِرد­ورزی و عقل­‌گرایی زمینه‌ی رشد و گسترش دانش نوین را فراهم آورد و فن‌آوری، بی‌درنگ، در عرصه­‌ی گیتی آغاز به دویدن کرد. اما آن‌چه در موضوع مورد بحث ما حائز توجه است فن‌آوری ارتباطات و فراهم بودنِ انتقال سریع دانش از این راه است. از تلگراف در آغاز گرفته تا صنعت چاپ و دیگر رسانه­‌ها، دست یاری به هم‌رسانی دانسته­‌ها در میان جویندگان حقیقت و دانش دراز کردند. (بیشتر…)

فراز و نشیب پژوهش‌های ادبی

نوشته: فروغ اولاد

پژوهش‌­های ادبی در حال حاضر به دو دستۀ پژوهش­‌های دانش‌گاهی و غیردانش‌گاهی تقسیم می‌­شوند. در پژوهش‌­های دانش‌گاهی به دو دستۀ پژوهش‌­های اصیل و سنتی برمی­‌خوریم. پژوهش­‌های اصیل ادبی، که مبتنی‌بر نظریه­‌های کلاسیک و مدرن ادبی­ات‌اند، انگشت­‌شمار و بسیار ارزش‌مندند. این دسته از آثار با روی‌کردهای گوناگون به یک موضوع جدید در ادبیات کهن یا در ادبیات معاصر پرداخته‌­اند و از این دید پیش‌تاز و موفق بوده‌­اند. اما در حوزۀ بررسی و تحلیل ادبیات کهن هنوز هم پژوهش‌های سنتی به حیات خود ادامه می­‌دهند. پژوهش‌­ها در ادبیات کهن فارسی از دیدبررسی، تصحیح انتقادی و شرح دشواری­‌های متن ارزش‌مندند و هر سال که می‌­گذرد شروح گوناگونی بر آن‌ها – گاه کپی­‌برداری از گذشتگان – نوشته می‌­شوند و بسیار پرتیراژند اما عمدتاً فاقد نظریه­‌پردازی و واکاوی‌های مدرن­‌اند چون نویسندگان این دسته از آثار هنوز نگرشی سنتی به ادبیات دارند و از معنی کردن واژگان و تعبیرات دشوار متنی و تحشیه‌نویسی و تدوین واژه‌­نامه و فهارس گوناگون جلوتر نرفته‌­اند. (بیشتر…)

حال‌وروز امروزِ شعر در ایران

نوشته: روجا چمنکار

 در این یک دهۀ اخیر شاعران بسیاری با شعرهایی درخشان ظاهر شده‌اند اما بررسی شعر این روزها را چند مسأله دشوارتر می‌کند. پیش از هر چیز فراگیر شدن رسانه‌های دیجیتال و فضاهای مجازی در آسان‌تر شدنِ انتشار و دیده شدن شعرها سهم بسزایی داشته و دارد. کافی‌ست نگاهی به تعداد شعرهای منتشرشده و اسامی شاعران در فضاهای مجازی بیندازیم. اما همین مسأله هرچند فضا را برای کسانی که با مشکلات چاپ و پخش آثارشان مواجه‌اند باز کرده و باعث شده مرزهای جغرافیایی برداشته شود و شاعران با مخاطبان خود در ارتباط دوسویه باشند اما نباید از آسیب‌هایش غافل شد. چراکه از سوی دیگر شعر جدی و خوب در این آشفته‌بازار گم می‌شود. مخاطب با حجم بالایی از شعرهای کوتاهِ شبیه به هم و بدون هیچ‌گونه هویت فردی و امضاء شخصی روبرو می‌شود و سلیقۀ شعری با وفور شعرهای با مضامین سطحی و شبیه به هم افول می‌کند. سطح مطالعه پایین می‌آید و این حضورِ صرفاً در فضای مجازی فعال بودن، به حس کاذبِ در مرکز بودن، حس کاذبِ شاعر بودن، حس کاذبِ مخاطبِ ادبیات و شعر بودن دامن می‌زند و فضایی موازی با جریان حرفه‌ای و جدیِ ادبیات ایجاد می‌کند که البته لزوماً در مقابل آن نیست و شاید در جاهایی هم‌پوشانی هم داشته باشد اما، به هر حال، گاه در غیاب مخاطب واقعی و نقد ادبی واقعی فرو می‌رود. (بیشتر…)