ادبیات کالای بی­‌خریدار بازار زمانه‌­ی ما: آسیب‌شناسی ریزش مخاطب ادبیات در ایران

نوشته: مجتبی تجلی

زمان طولانی لازم نبود تا سخن ساده اما آکنده از حکمت فردوسی از منصب رایج و پر­کاربردترین گفتمان پبرامون آگاهی به گوشه­‌ی تردید رانده شود و جای حکمت­‌آموزیِ آن نه‌تنها با تردید بلکه با تمسخر عوض شود. چه مختصر اما گویا گفته است و آویزه‌­ی گوش‌های هشیار و بیدار بود: «توانا بُود هر که دانا بُود»! نسل کنونی ما حالا توانایی حقیقی و آرمانی را در دانایی نمی‌داند و این یک فاجعه‌ی فرهنگی در راه آگاهی و شناخت است که البته زاییده‌ی تمدن، انقلاب صنعتی و توسعه­‌ی مهار نشده­‌ی دانش تجربی و فن‌آوری است. هنگامی که عصر روشن‌گری آغاز شد، طلیعه­‌ی زندگی و جهانی به‌تر به بشریت رخ خویش را باژگونه نشان داد. انسان می­‌پنداشت که دوران تاریکیِ سده‌ی میانی به پایان رسیده و حالا زمان سروری او و اندیشه‌ی اوست. خِرد­ورزی و عقل­‌گرایی زمینه‌ی رشد و گسترش دانش نوین را فراهم آورد و فن‌آوری، بی‌درنگ، در عرصه­‌ی گیتی آغاز به دویدن کرد. اما آن‌چه در موضوع مورد بحث ما حائز توجه است فن‌آوری ارتباطات و فراهم بودنِ انتقال سریع دانش از این راه است. از تلگراف در آغاز گرفته تا صنعت چاپ و دیگر رسانه­‌ها، دست یاری به هم‌رسانی دانسته­‌ها در میان جویندگان حقیقت و دانش دراز کردند. (بیشتر…)