نگاهی کوتاه به مجموعه‌ی ترجمه و گردآوری «مارگارِت میچِل و تولد رمان بربادرفته»

نوشته: پوران لشینی ابیان

بربادرفته نه‌تنها داستانی عاشقانه‏ ازمارگارِت میچِل است بلکه او با آفرینش اِسکارلِت اوهارا شهامت زنده ماندن و تلاش برای بقا را به جامعه‌ای افسرده تقدیم کرد. درون‌مایه‌ی اصلی کتاب به استناد نویسنده «بقا» و «زنده ماندن» بود؛ وی باور داشت که داستان هیچ درون‌مایه‌ی عاشقانه‌ای ندارد. به همین دلیل مهم نیز بر باد رفته تبدیل به بخشی از فرهنگ نوسازی می‌‏شود که هنوز هم تأثیر‏گذار است.

مردم این کتاب را می‏‌خریدند چون دنبال دلیلی برای «ماندن» و «امیدواری» می‏‌گشتند. جمله‌ی «او زیبا نبود.» آغاز جادوییِ کتاب را رقم می‌زد و همه می‏‌خواستند ادامه‌ی ماجرا را نیز بدانند. این‌که چرا بعضی افراد حتی پس از هر فاجعه و مصیبتی هم‌چنان شهامت بقا درشان موج می‌زند مهم‌ترین دلیل نویسنده در آفرینش چنین شاه‌کاری بوده است. او نام کتابش را ازشعر معروف ارنست دوسون[۱] می‏‌گیرد: «سینارا، من خیلی چیزها را فراموش کرده‌‏ام! همه‌چیز بر باد رفته است!»  (بیشتر…)