درباره ضرورت ترجمه شعر

نوشته‌ی سودابه مهیجی

سودابه مهیجیبرای ترجمه شعر هیچ ضرورتی حاکم نیست،، که شعرْ خود ترجمه‌ی دل و ذهن و حواس است. شعر، که پدیدآوری‌اش بی‌شباهت به اعجاز نیست از جایی می‌آید که زبانی منحصر به ذات خود دارد. از همین رو، خود وجود شعر ترجمه‌ای است از کشف و مراقبه‌ی شاعر و چه‌گونگی نگاهی که به هستی دارد. حال، این‌که بخواهیم ترجمه‌ای را دومرتبه ترجمه کنیم گاه به مطایبه می‌ماند اما تنها یک مسأله در زمینه‌ی ترجمه‌ی شعر مجاب‌کننده است. این‌که مترجم با شاعر و شعر او احساس نزدیکی و یا حتی یگانگی پیدا کند. بنابراین، در نهاد خود داعیه‌ای می‌یابد تا این حس هم‌ذات‌پنداری را با دیگران در میان گذارد. در این‌جا مترجم باید بتواند شعر را از نو بازسرایی کند، زبان خویش را برای بیان زبان دل شاعر به‌گونه‌ای به کار برد که گویا شعر را درست مثل خود شاعر آفریده است اما این بار به زبانی دیگر. (بیشتر…)