رمان کوررنگی؛ خودگویی‌های یک سرگشته

نوشته: نیلوفر خسروی

رمان کوررنگی، نوشته­‌ی شهاب لواسانی، که در نشر «حکمت کلمه» چاپ شده، هذیان‌­گویی­‌های مردی است که دارد خودش یا دست­‌کم بخشی از وجودش را از دست می­‌دهد. روایت کوررنگیِ پیرمرد در تشخیص طوسی از سورمه‌­ای بهانه‌­ای می‌­شود برای اشاره به دوتایی­‌های دیگری مثل جوان / پیر، خواب / بیداری، مه / نور و گم‌گشتگی / پیداشدگی، که در سراسر داستان تکرار می‌­شوند و هر بار یکی بر دیگری می­‌چربد. تکرار تصاویر، واژه و درهم‌‌ریختگی­‌های زبانی تصویر ترس‌ناکی از شخصیت­‌ها و شهر ارائه می‌­کند و خواننده همواره منتظر رخ‌­داد پُرالتهابی است که گویی هم­‌ روی می‌دهد و هم نمی­‌دهد. (بیشتر…)