درباره ضرورت ترجمه شعر

نوشته‌ی سودابه مهیجی

سودابه مهیجیبرای ترجمه شعر هیچ ضرورتی حاکم نیست،، که شعرْ خود ترجمه‌ی دل و ذهن و حواس است. شعر، که پدیدآوری‌اش بی‌شباهت به اعجاز نیست از جایی می‌آید که زبانی منحصر به ذات خود دارد. از همین رو، خود وجود شعر ترجمه‌ای است از کشف و مراقبه‌ی شاعر و چه‌گونگی نگاهی که به هستی دارد. حال، این‌که بخواهیم ترجمه‌ای را دومرتبه ترجمه کنیم گاه به مطایبه می‌ماند اما تنها یک مسأله در زمینه‌ی ترجمه‌ی شعر مجاب‌کننده است. این‌که مترجم با شاعر و شعر او احساس نزدیکی و یا حتی یگانگی پیدا کند. بنابراین، در نهاد خود داعیه‌ای می‌یابد تا این حس هم‌ذات‌پنداری را با دیگران در میان گذارد. در این‌جا مترجم باید بتواند شعر را از نو بازسرایی کند، زبان خویش را برای بیان زبان دل شاعر به‌گونه‌ای به کار برد که گویا شعر را درست مثل خود شاعر آفریده است اما این بار به زبانی دیگر. (بیشتر…)

اهمیت فردی و اجتماعیِ نهادینه در ادبیات کودک

نوشته: کتایون اسلامی

واژه‌نامه‌ها در معنای ادب و ادبیات چنین می‌گویند: «ادب یعنی فرهنگ و دانش و ادبیات یعنی آثار فرهنگی رایج در بین مردم که می‌تواند به‌صورت منظوم و یا منثور نوشته شده باشد اما این آثار، افزون‌بر انتقال دانش و فرهنگ، بیان‌گر عواطف نیز هستند.» حال، با توجه به تعریف بسیار کلی ادبیات به‌تر است از بحث رده‌بندی سنی و اهمیت آن نیز بگذریم که بحثی روشن و آشکار است. به‌گمان من، جهان‌بینی ادبیات کودک فاصله‌ی چندانی با جهان‌بینی چیره بر ادبیات بزرگ‌سال ندارد چراکه تمامی مفاهیم بزرگ انسانی از لحظه‌ی زایش بر انسان پدیدار می‌شوند و انسان چه بخواهد و چه نخواهد در برهه‌ای از زیست خود با آن روبه‌رو خواهد شد. (بیشتر…)